فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )

151

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )

اين رودخانهء خشك در اصل رودى بزرگ و قابل كشتيرانى بوده است . به روايت ديگر در سال 1779 زكى خان ، برادر ناتنى كريم‌خان زند ، كه طبعى غير انسانى داشته دستور داده كه ساكنان سرشناس يزدخواست را از بالاى صخره به زير اندازند . مىگويند كه خود وى همان شب به طور غير مترقبه ولى به حق به دست خادمان متغير و خشمناك خويش و با دشنهء انتقام‌جويانهء ساكنان يزدخواست به قتل رسيد . تنها راه دخول به اين صخره پر سراشيب يك پل متحرك نرم و سست است كه از ميخ چوبى و كاهگل ساخته شده و مىتوان در يك لحظه آن را خراب كرد و شهر را به يك دژ طبيعى و غير قابل دسترس مبدل ساخت . مىتوان اين پل را ساده‌ترين پل جنگى آماده براى دفاع محسوب داشت و حال آنكه منظور اصلى از بناى آن اين بوده كه به عنوان راه دخول و خروج شهر مورد استفاده واقع شود . در اين مورد بخصوص ، براى كسى چون من كه مىخواستم تصويرى از شهر تهيه كنم كليدى براى گشودن چنان دژى ضرورت داشت و اين كليد عبارت بود از دستخط بسيار ظريف و زيباى فرماندار اصفهان كه در آن به جاى گفت‌وگو دربارهء هنر جنگ ، از هنر صلح سخن رفته بود و بدون شك به فرماندار يزدخواست اطلاع داده شده بود كه يك نفر فرنگى از اهل لندن با وجود ابنيهء جديد تهران تمايل غريبى به تهيهء تابلويى از يزدخواست موطن او دارد ، به او اجازه دهيد و از او حمايت كنيد . پس از اينكه به كمك يك سرباز به بالاى پل هدايت شديم و از كوچه‌هاى تونل مانند و تاريك ، كه در آنها چهرهء عابران به زحمت تشخيص داده مىشود ، عبور كرديم در آستانهء محلى كه مىتوان نام تالار پذيرايى شهردار محل را به آن اطلاق كرد نمونهء زيباى خط فارسى يعنى دستخط فرماندار اصفهان را به بخشدار يزدخواست ارائه كرديم و مراسم سلام و تعارف را به جاى آورديم . در اين محل ، پس از آنكه بر روى يك قالى ايرانى ، كه طرحى بس زيبا و رنگى دل‌انگيز داشت ، نشستيم و چند فنجان چاى شيرين ايرانى نوشيديم و بعد از اينكه بحث دربارهء اصل مطلب را با ظرافت و نكته‌سنجى مدت يك ساعت به تعويق افكنديم ، سرانجام به آهستگى و با لطف خاصى ، كه از مشخصات تربيت ايرانى است ، مطلب در ميان گذاشته شد . در نتيجهء اين مذاكرات نه تنها تهيهء تصويرى از شهر ، مورد تصويب واقع گرديد بلكه به جاى يك نگهبان ، كه معمولا در اين گونه موارد تقاضا مىكردم ، سه سرباز در اختيار من گذاشته شد . متأسفانه ساكنان يزد خواست محيط غير دوستانه‌اى در اطراف خود پديد آورده‌اند كه يادگار دورانى است كه دزدان و راهزنان در همه جا تسلط